أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
678
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىگويند كه [ صبيب ] دمكرده حناست كه روى حنا مىريزند و آن را خمير مىكنند . ( 1 ) . رنگى است كه براى رنگ كردن موها و ريش به كار مىرفته است ؛ قس . لسان العرب ، I ، 518 ؛ Lane ، 1639 ؛ I , Dozy ، 813 ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . شجرة السمسم . در فرهنگها : ماء شجرة السمسم ، ماء ورق السمسم - « شيرهء گياه كنجد » ، « شيرهء برگ كنجد » ؛ نك . يادداشت 1 . ( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : صبيب الخمخم ، بايد خواند صبيب الحمحم ، قس . Lane ، 637 . ( 4 ) . نسخهء الف : ابو العمشل ، بايد خواند ابو العميثل ( نسخهء پ ، تاج العروس ، VIII ، 36 ) . 635 . صحناة 1 - چاشنى از ماهى شور اين - صير 2 نيز [ ناميده مىشود ] ؛ به رومى طاريخس 3 ، به سريانى صحنيثا 4 ، به فارسى ماهيابه 5 است . ( 1 ) . يا صحناة ، Lane ، 1656 . طبق انطاكى ( 209 ) آن را به اين طريق تهيه مىكنند : « ماهى ريز يا بزرگ را مىگيرند ، تكهتكه مىكنند و سه روز مىگذارند بماند ، پس از آن آنها را چند روز در آبنمك مىخوابانند تا از هم بپاشند و سپس صاف و جمعوجور مىكنند » . ( 2 ) . الصير - نوعى ماهى ريز كه از آن صحناة تهيه مىكنند ؛ قس . شمارهء 566 ، يادداشت 6 . ( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : طاريخى ، بايد خواند طاريخس - يونانى « ماهى شور » . ( 4 ) . صحنيثا . ( 5 ) . ماهيابه ، قس . II , Vullers ، 1131 . 636 . صدف 1 الحاوى : پوشش صدف هندى خوشبوست . [ صدفهاى ] بلبل 2 و آنها كه در كرانههاى درياى سرخ وجود دارند نيز همينگونه است [ اما ] در بوى آنها چيزى شبيه بوى جند بيدستر احساس مىشود . اين مخشلبه 3 است و نام هندىاش سيفى 4 است . ( 1 ) . قس . سراپيون ، 458 ؛ ابو منصور ، 371 ؛ ابن سينا ، 598 ؛ الجماهر ، 126 - 135 . ( 2 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ و فارسى : البابلى ، بايد خواند البلبل ، قس . الجماهر ، 128 : « صدفهاى كوچك را « بلبل » مىنامند » . ( 3 ) . نسخهء الف : المحشلبة ، بايد خواند المخشلبة ، قس . اقرب ، 276 . در الجماهر ( 97 و 129 ) گفته شده است كه مخشلبة نام صدف يا دانهء مرواريدى است كه بهطور مصنوعى از اين صدف تهيه شده است . ( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : سفنى ، نسخهء فارسى : شينى ، بايد خواند سيفى ، قس . Platts ، 709 : سيپى